نيم نگاهي به اظهارات برخي از نويسندگان
در پيش گفته آمد كه بسياري از عالمان ديني، با عينك پررنگ و كم سوي اجتهاد و تقليد، به سيماي تابناك حكومت و نظام سياسي مي نگرند، و نيز اشارت اجمالي رفت كه محال است از قالب چوبين نظام تقليد، وجودپيچيده و پر فروغ نظام سياسي در آيد؛
گفتار سوم
گفتار دوم
[1] ـ غير از اخبارى ها كه اجتهاد به معناى اصطلاحى را قبول ندارند و فقيه را نيز نماينده ى امام زمان(عج) نمى دانند و تقليد از مجتهد را نيز به ترتيبى كه عالمان اصولى عقيده دارند، مردود مى دانند; اما بقيه فقيهان شيعه، اگر ولايت فقيه را هم قبول نداشته باشند، عقيده بر نيابت فقيه دارند.
فصل چهارم
ولايت فقيه در چشم انداز فقيهان
گفتار اول
درباره ي ولايت فقيه، سه ديدگاه كلي وجود دارد. گرچه طرفداران هر يك از نظريه هاي مزبور، خود به گروه ها و دسته هاي متفاوتي تقسيم شده اند؛ ولي بحث و بررسي همه ي گونه ها و نحله ها، از مناسبت اين جستار بيرون است و تنها به سه نظريه ي كلي و ديدگاه عمومي اشارت اجمالي مي كنم:
ديدگاه اول ـ نفي ولايت فقيه به طور كلي
ديدگاه دوم ـ تفصيل درباره ي ولايت فقيه
ديدگاه سوم ـ اثبات ولايت مطلقه ي يا ولايت عامه ي فقيه
گفتار سوم
مرزهاي عقيدتي و نژادي در نظام ولايت فقيه
تفاوت نژادي و اختلاف جسمي انسان ها، حقيقتي است كه قابل انكار نيست. از نظر جامعه شناسي، عواملي از قبيل: آب و هوا، نحوه ي تغذيه، وراثت، شرايط زندگي و مانند اين ها، كه عواملي طبيعي هستند، افراد بشر را از لحاظ رنگ، زبان، آداب و رسوم، شغل، و حتي عقايد مذهبي و سياسي متفاوت مي سازند.
گفتار سوم
مرزهاي عقيدتي و نژادي در نظام ولايت فقيه
تفاوت نژادي و اختلاف جسمي انسان ها، حقيقتي است كه قابل انكار نيست. از نظر جامعه شناسي، عواملي از قبيل: آب و هوا، نحوه ي تغذيه، وراثت، شرايط زندگي و مانند اين ها، كه عواملي طبيعي هستند، افراد بشر را از لحاظ رنگ، زبان، آداب و رسوم، شغل، و حتي عقايد مذهبي و سياسي متفاوت مي سازند.
گفتار دوم
تفكر جهان وطني در انديشه ي فقيهان
وطن و سرزمين از ديدگاه عالمان ديني
برخي از طرفداران ولايت برون مرزي و حاكميت فراملّي فقيه، ممكن است بر اين عقيده باشند كه قلمرو اسلام و سرزمين هاي اسلامي، به عنوان يك سرزمين محسوب مي شود، لذا از لازمه ي عادي و عرفي آن، وحدت امامت و رهبري و بالنتيجه وحدت سرنوشت همه ي مسلمانان است.
مي گويند: فقيهان و انديشمندان اسلامي، با برداشت صحيح و دقيق از فقه اسلامي، جهان را ابتدا به دو قطب و سپس در يك تقسيم بندي دقيق تر، به چهار حوزه ي جغرافيايي به شرح زير تقسيم كرده اند:
1 ـ دارالاسلام يا دارالعدل.
2 ـ دارالكفر يا دارالحرب.
3 ـ دارالعهد.
4 ـ دارالموادعة.
1 ـ دارالاسلام
مي گويند: منظور از دارالاسلام يا كشور اسلامي، آن مناطقي است كه يكي از دو مشخصه ي زير را داشته باشد:
الف ـ در آن سرزمين ها، قواعد و مقررات عبادي، سياسي، اجتماعي و تربيتي اسلام اجرا شود.
فصل دوم
رابطه ي حاكميت ملّي وحاكميت فراملّي
با تشكيل هر جامعه اي، روابطي بين افراد و اشخاص آن جامعه، اعم از اشخاص حقيقي يا حقوقي پديد مي گردد. اين روابط ناشي از نيازهاي طبيعي يا ضرورت هاي زندگي است.
روابط انساني كه يك عمل اختياري است، بر اساس عوامل مختلف: نژادي، ملي، رواني، اخلاقي، مذهبي، اجتماعي، سياسي، اقتصادي و مانند اين ها شكل مي گيرد، و در نتيجه ممكن است، موجب علاقه ها، محبتّ ها و همگرايي ها و يا كينه ها، دشمني ها و تضادها در سطح افراد يك كشور يا چند كشور گردد.
در حقيقت، جامعه بر پايه ي همين روابط يا ارتباطات شكل مي گيرد. اگر روابطي بين افراد بشر متصور نباشد، نه جامعه و نه پديده هاي اعتباري جامعه، از قبيل: حكومت، سلطنت، حاكميت، رسالت و... مفهومي نخواهد داشت و حتي حق و تكليفي نيز پديدار نمي گردد.
بر خلاف عقيده ي كساني كه واژه ي «ولايت» را داراي معناي قدسي يا كمال نهايي انسان و از صفات فرشتگان مي دانند، در فرهنگ سياسي ـ اجتماعي اسلام، واژه ي ولايت و مشتقات آن به معناي امامت، رياست، سلطنت، مديريت و رهبري جامعه، به كار رفته است. اينك به نمونه اي از روايات، كه در آن ها كلمه ي ولايت و مشتقات آن، به كار رفته و جز معناي مديريت و رياست ندارد توجه نماييد.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|